آروین نشست
خاطره نشستن آروین خیلی جالبه
پسرم شب من و تو با هم رفتیم حموم و یه دوش حسابی گرفتی



می خواستی که یه غلت حسابی هم بزنی

عافیت باشه گل پسرم

من و بابایی تصمیم گرفتیم کمکت کنیم ببینیم می تونی بشینی ؟ولی در کمال تعجب دیدیم بله گل پسر قند عسل ما بدون کمک خودش می شینه
آروین ناز برای اولین بار اونم بدون کمک نشست

من چند دقیقه ای همین جوری نشستم تا مامانی و بابام کلی احساسات از خودشون در بکنن


بابایی همش مواظبم بود تا ولو نشم
ولی من آخرش ولو شدم

اونم چه ولو شدنی

بعدشم یه غلت جانانه

مامانی جونم من خسته شدم خوابم میاد

تا مامانی دوربین رو بذاره کنار من خوابیدم

امروز یکی از زیباترین روزهای زندگیم بود
خدای خوب و مهربون به اندازه کرم و لطفت شکر که این گل پسر باهوش و زرنگ رو نصیب من و همسرم کردی ...
اولین نشستن آروین در تاریخ ٣٠ آبان ٩٠ ساعت ٢١
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آروین نشست
